حضرت آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حايري فرزند مرحوم محمد جعفر مهرجردي به سال 1276 ه. ق. در محله مهرجرد، يكي از محلات قديمي ميبد، ديده به جهان هستي گشود. او در سن 6 سالگي پدر بزرگوار خود را از دست داد و در تحت حضانت و سرپرستي مادرش قرار گرفت و در هرحال محيط پرورش و رشد او محيطي ديني و مذهبي بود كه امور مذهبي و مظاهر ديانت از قداست خاصي برخوردار بود و با اجلال وتعظيم برگزار مي شده است.
كيفيت تولد آيت الله حايري
علي كريمي جهرمي در صفحه 15 كتاب "آيت الله موسس"از زبان حضرت آيت الله حاج آقا مرتضي حايري، موهبت پيدايش مرحوم حائري را چنين مينويسد:
ايشان ميفرمود: كه براي پدرم از مادرم فرزندي به وجود نميآمد و او براي دارا شدن فرزند، زنهائي را صيغه - نكاح انقطاعي ومدت دار- ميكرد تا اينكه يك روز در منزل زن صيغه خود ميرود كه نماز فريضه خود را انجام دهد. آن زن براي اينكه خانه را براي شوهر خود خلوت كند دختر يتيمي را كه از شوهر خود داشته از خانه بيرون مي فرستد، هوا هم سرد بوده و آن دختر مي لرزيده و مي گفته: مادر، من در اين هواي سرد به كجا بروم؟ و مادر او را به عناويني راضي مي كرده كه بيرون برود.
اين منظره، مرحوم محمد جعفر جد ما را بسيار ناراحت ميكند و پس از اداء فريضه، از خانه آن زن بيرون ميآيد و مدت او رافسخ ميكند و مهر او را مي پردازد و با خداوند، بدين مضمون مناجات ميكند كه:
خدايا من ديگر براي پيدا كردن فرزند، زن نميگيرم كه احيانا دل طفل يتيم براي خاطر من آزرده گردد. تو اگر ميخواهي قدرت داري كه از همان زن كه تابه حال فرزند نياورده به من فرزند بدهي و اگر نخواهي خود داني ،خدايا امر موكول به تو است، ميخواهي فرزند از همان اول بده ميخواهي نده، پس از اين جريان، مادر مرحوم والد، به آن مرحوم باردار ميشود و حق متعال، همين يك فرزند را به ايشان عطا ميكند و نه پيش از ايشان و نه بعد از ايشان ديگر باردار نميشود نه دختر و نه پسر و از اين جهت ما نه عمو داشتيم و نه عمه.
مرحوم آيت الله حائري مقدمات علوم و ادبيات را در اردكان و يزد به پايان رسانيده و سپس راهي عراق شده و به كربلا مشرف ميشوند.
اساتيد ايشان به ترتيب زماني بدين شرح ميباشند:
1 -حاج شيخ اصغر مجد العلماي اردكاني - حوزه علميه اردكان
2 -آيت الله ميرزا سيد محمد علي مدرس بزرگ يزدي - مدرسه خان بزرگ يزد
3 - حاج ميرزا سيد حسين وامق يزدي - مدرسه خان بزرگ يزد
4 -آقا سيد يحيي مجتهد يزدي - مدرسه خان بزرگ يزد
5 -آيت الله ملا حسين فاضل اردكاني - مدرسه حسن خان كربلا
6 -آيت الله ميرزا محمد حسن شيرازي"ميرزاي بزرگ"- حوزه عمليه سامرا
7 -آيت الله سيد محمد طباطبايي فشاركي اصفهاني - حوزه علميه سامرا و نجف
8 -آيت الله ميرزا محمد تقي شيرازي (ميرزاي دوم) - حوزه علميه سامرا
9 -آيت الله شيخ فضل الله نوري - حوزه عليمه سامرا
10 -آيت الله ميرزا ابراهيم محلاتي شيرازي - حوزه عليمه سامرا
11 -آيت الله ملا محمد كاظم خراساني (آخوند خراساني) - حوزه علميه نجف
12 -آيت الله سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي - حوزه علميه نجف
13 -آيت الله شيخ الشريعه اصفهاني - حوزه علميه نجف
آيت الله حايري پس از كسب فيض از محضر اساتيد فوق از سامرا به نجف اشرف هجرت ميكنند و در آنجا علاوه بر حضور در درسهاي تحقيقي استاد بزرگوار خود سيد فشاركي در درس محقق گرانقدر آقاي آخوند ملا محمد كاظم خراساني نيز شركت ميكرد واز آن مرد شاخص علم و تحقيق نيز استفاده مي برده است.
آن بزرگوار بعد از وفات استاد خود - آقاي خراساني - به سوي كربلا ميآيند و در آنجا مشغول تدريس ميشوند و بعد بر اثر درخواست ها و دعوت فرزندان حاج آقا محسن به اراك ميآيند. آيت الله حايري پس از آنكه چندي در اراك اقامت مي كنند دوباره درابتداي مشروطيت به عراق برميگردند و در كربلا در مدرسه حسن خان ،علما و طلاب از خدمتشان استفاده ميكرده اند و چون مردم اراك از دوري آن بزرگوار ناراحت بوده اند، لذا الحاح و اصرار در مراجعت ايشان ميكنند و معظم له تقاضاي آنان را پذيرفته و به اراك برميگردند.
آيت الله حائري در سال 1333 يا 1332 به خواهش فرزند حاج آقا محسن اراكي مهاجرت به اراك ميكند و بيش از هشت سال در شهر اراك عهده دار اداره حوزه علميه و تربيت طلاب و علماء ميشوند تا جايي كه عده طلاب در حوزه علميه اراك به سيصد نفر مي رسد واراك يك مركز علمي و تحقيقي ميشود.
در سال 1340 ه. ق. در ماه رجب به همراهي مرحوم آيت الله آقاي سيد محمد تقي خوانساري (ره) به قم مي آيند. انگيزه آمدن ايشان به قم زيارت حضرت فاطمه معصومه(س) بوده ولي عدهاي بر آن عقيدهاند كه مسافرت ايشان به قم بر اثر دعوت بضي ازرجال علمي قم بوده كه ايشان به قم بيايند و به احياء آثار علمي و سوابق درخشان قم را بنمايند.
شاگردان مكتب آيت الله حايري
در مكتب پر فيض و بركت آيت الله حائري كه در حوزههاي مختلف نجف، سامرا، كربلا، اراك وقم برپا بود، دانش آموختگان فراواني با زلال مكتب انسان ساز اسلام آشنا شدند كه بعدها خود در شمار استوانه هاي دين اسلام قرارگرفتندبرخي از آنهاعبارتند از:
1 - امام خميني (بنيانگذار جمهوري اسلاي ايران)
2 - آيت الله العظمي شيخ محمد علي اراكي
3 - آيت الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي
4 - آيت الله سيد محمد رضا گلپايگاني
5 - آيت الله آخوند ملاعلي معصومي همداني
6 - آيت الله سيد محمد تقي خوانساري
7 - آيت الله سيد محمد حجت كوه كمري
8 - آيت الله سيد محمد محقق داماد يزدي
9 - آيت الله سيد صدر الدين صدر
10 - آيت الله سيد محمود طالقاني
11 - آيت الله حاج آقا ميرزا حسن يزدي
12 - حاج سيد يحيي بفرويي و ...
آيت الله حايري بر اثر كثرت آلام و نگرانيهاي روحي و رنجها و فشارهائي كه ازجانب حكومت وقت تحمل كرد، بيمار شده و ضعيف وناتوان گرديد تا بالاخره در شب 17 ذي القعده سال 1355 ه. ق. برابر با 1315 ه. ش. آن خورشيد فروزان آسمان علم و تقوي به افول گراييد و بعد از تشييع جنازه و نماز بر پيكر پاكش در مسجد بالاسر حضرت معصومه - مركز تدريس و اقامه جماعتشان - به خاك سپرده شد.
آثار معظم له عبارتست از:
1 - تقريرات
2 - كتاب الصلاه
3 - كتاب الرضاع
4 - كتاب الموارث
5 - كتاب النكاح
6 - كتاب دررالاصول يا دررالفوايد كه به اختصار به درر معروف است.
مرحوم آيت الله العظمي آقاي حائري قدس سره داراي فرزنداني برومند ذكور و اناث بودند و فرزندان ذكور آن مرجع شريف وگرانقدر دو نفر بودند ( آيت الله شيخ مرتضي حائري و آيت الله دكترمهدي حائري ).
منابع
-تذكره مشاهير ميبد، نسخه خطي، محمدكارگرشوركي
-كتاب آيت الله موسس ، علي كريمي جهرمي
-كتاب نگهبان بيدار، شيخ عبد الكريم حايري ، سيد عباس زاده
-گنجينه دانشمندان ، محمد شريف رازي، ج 1 و 2
-ريحانه الادب، محمد علي مدرس تبريزي، ج 1
-فرهنگ فارسي معين ، ج 5 ، اعلام
-جزوه 15 صفحه اي دستنويس علي كريمي جهرمي
|