فلات هاي مرتفع ايران طبيعتا خشك و لم يزرع هستند و نمي توان در آنها زراعت كرد ، بنابراين ساكنين در مجاورت جبال به جستجوي آب هاي زيرزميني مي پردازند و چون مخزن آبي پيدا كردند با حفر نقب هاي طولاني آن را به طرف اراضي پست جاري مي كنند و به كشت و زرع مشغول مي شوند .
اين مجاري را در زير زمين به شكل تونل هاي سراشيب حفر مي كنند و جا به جا بواسطه حفر چاه آنها را به سطح زمين مربوط مي سازند . طول آنها گاهي به 30 الي 40 كيلومتر مي رسد و در مبدا ممكن است عمق چاهها متجاوز از صدمتر باشد . اين تونل ها را قنات مي گويند و اگر در زير زمين مجاري را با سنگ و آجر بسازند استحكام آنها بيشتر مي شود ولي معمولا مصالحي بكار نمي برند و بنابراين غالبا بواسطه ريزش خاك مجرا ، مسدود و محتاج به تعمير مي شود .
در ايران ، حيات به تعداد و نگاهداري اين نقب هاي زيرزمين كه حاصل خيزي اراضي را تامين مي كند ، بستگي دارد و به محض اينكه قنات تازه اي حفر شد و آبي بدست آمد فورا در محل خروج آن دهكده اي برپا مي شود و اگر احيانا مجرا مسدود و آب از جريان افتاد بزودي آن دهكده ويران خواهد شد .
اگر چه ايرانيان به ايجاد تاسيسات عام المنفعه و سودمند مانند وسايل بهداشت و مدرسه و غيره چندان مقيد نيستند و به حيات و تندرستي خود آن طور كه بايد علاقه ندارند ، نسبت به قنوات توجهي ويژه دارند و در نگاهداري آن كمتر غفلت مي كنند .
براي تعمير و پاك كردن اين مجاري زير زميني چنانكه ذكر شد ، به فاصله هاي 20 تا 30 متر چاه هاي عمودي حفر شده و مجرا با زمين ارتباط پيدا مي كند و كارگراني كه آنها را مقني مي گويند از اين چاهها داخل مجرا مي شوند و بوسيله چرخ و دلو گل و لاي را از آن بيرون مي آورند و خاك و گل را به شكل دايره در اطراف دهانه چاه مي ريزند و تپه هايي به شكل لانه موش تشكيل مي دهند . هرگاه ساختمان زمين را به طريق علمي مطالعه كنيم ، به لزوم اين عمل پرزحمت پي مي بريم . فلات ايران واقع شده است مابين دو رشته جبال مرتفع هندوكش و زاگرس . طوفانهاي شمالي قسمت مابين اين دو رشته جبال را پر كرده و تشكيل دره اي داده اند كه از خليج فارس تا دشت هاي مركزي به طبقات پست و بلندي تقسيم شده است . خاكي كه با سيل آمده همه جا را پر كرده است و فقط قلل مرتفع جبال از اين رسوب سربرآورده اند و مانند صخره اي كه در دريا شناور باشد خود را نمايش مي دهند بطوريكه بدون عبور از برزخي مي توان از دشت به قلب كوه رسيد . دامنه سراشيب جبال و قلل آنها از خاك نباتي عاري هستند و بنابراين اشجاري در آنها نمي رويد ، حتي گياهان بي ثمري هم وجود ندارد كه جلوگير آب شود . بنابراين آبها ا ز ميان تخته سنگ ها و صخره ها تراوش كرده در اعماق دره هاي زيرزميني انبار مي شوند و منابع با وسعتي در زير زمين تشكيل مي دهند . از سلسله جبال آرارات هم با وجود يخچال هاي عظيم رودخانه اي توليد نمي شود .
اولين سكنه اين كشور براي حاصلخيزي موطن خود مجبور شدند كه از همين آبهاي تحت الارضي استفاده كنند . سترآبون ( Strabon : يكي از علماي جغرافي نويس قديم يوناني ) تاريخ ساختمان قنات هاي اوليه را به دوران سلطنت افسانه مانند سميراميس (Smiramis : ملكه داستاني تاريخي آشور و بابل كه شهر بابل و حدائق معلقه را ساخت و از حيث عظمت و افتخار بر شوهر خود پادشاه نينوس برتري حاصل كرد ) مي رساند . بنابر عقيده پليب (Polybe : يكي از مورخين قديم يونان كه چندين جلد تاريخ عمومي نوشته و فقط 5 جلد آن موجود و بقيه مفقود است و تقريبا 210 سال ق . م مي زيسته است ) ناحيه همدان در ازمنه قديم بوسيله نقب هاي زير زميني طويلي مشروب مي شده كه خود ايرانيان هم تاريخ ايجاد آنها را فراموش كرده بودند . تنها چيزي كه به ياد داشتند اين بود كه اولين شاهان ماد مدت 5 نسل حاصل اراضي مشروب شده از اين قنوات را به كارگراني دادند كه متحمل رنج كندن آنها شده بودند . البته وجود اين قنوات براي بيگانگان مجهول بوده است و همين بي خبري باعث شد كه آنتيوكوس ( Antio chus : يكي از شاهان سلسله سلوكيد است كه به ايران آمد و با فرهاد اشكاني جنگيد و در نزديكي همدان از لشكريا ن ايران شكست خورد و از ترس اينك مبادا دستگير و اسير شود ، خود را كشت ) در موقع تعقيب اشكانيان در حوالي همدان از آنها شكست خورد.
امروزه اين قنوات مالكين مخصوصي دارند كه آبهاي زيادي آنها را اجاره مي دهند يا مي فروشند . در حوالي تهران قناتهايي است كه بهاي آنها به دو الي سه ميليون فرانك مي رسد و ساليانه تا چهارصد فرانك عايدات دارند . مقدار آب را از روي سنگ معين مي كنند . هر سنگي در ثانيه 15 الي 20 ليتر آب را انتقال مي دهد .
مسير کاريزهاي گذرنده از شارستان
منبع:
سفرنامه ديو لافوا |