در مناطق كويري ،گذرها و كوچه ها را بنابر ضرورتهاي بوم شناختي به گونه اي ميساخته اند كه محيطي پرسايه ،بادشكن ،امن و آسوده فراهم سازند.كاركرد ديوارهاي بلند و كوچه هاي مسقف همين است. ابعاد كوچه بازارها را با توجه به شرايط اقليم وبا پيمون هاي معماري و براساس نيازها اندازه ميگرفتند. در بافت متراكم آباديها حداقل ارتفاع ساباطها و پهناي گذرهاي اصلي به اندازه اي بود كه شتر با بارش (دولنگه بار هيزم يا كاه ) به آساني از آن بگذرد.اين كوچه ها به اصطلاح مي بايست اشتر گذر باشند و آنها را "شاهكوچه" مينامند.
در شهرهاي نواحي كويري شتر به عنوان يك حيوان بزرگ اندام باري و سواري عاملي مؤثر در شكل دهي ابعاد كوچه هاي اصلي و تعيين اندازه ها درپاره اي از اماكن بوده است. اين نكته در مطالعه تاريخي بافت شهرهاي قديمي ايران در خور توجه است.
گذرهاي درجه دوم ميبايست به اندازه اي باشندكه يك چارپا با بار"شال" ( SHAL:ظرفي پارچه اي و معمولا پشمي ،چهارگوش وبه ابعاد 2 متر كه براي باربندي كاه و علفو ... از آن استفاده ميشود) وانساني كه در كنارش بار شال را نگه ميدارد،بتواند ازآن بگذرد و به اصطلاح شال گذر باشد.
كوچه هاي درجه سوم كه غالبا كوچه هاي خاص و بن بست هستند،معابري نسبتا تنگ و باريك هستند وميبايست دست كم به اندازه اي باشند كه چارپايي با بار "واله" (VALA:نوعي جوال كه فقط يك دهانه داردو برپشت چارپايان ميگذارندو درآن خاك و كودو ... حمل ميكنند، همان گاله)بتواند ازآن بگذرد وبه اصطلاح واله گذر باشد.
پيداست كه نظام شهرسازي قديم ،دقيقا با ويژگيهاي اقليم و نوع معيشت مردم ومناسبات انساني هماهنگ ،و عملا پاسخگوي نيازهاي زمان بوده است. علاوه بر اين ساختار ويژه گذرها و كوچه ها، اصولا در بافت قديم همه آباديهاي ميبدتواتر ساخت و سازهاي ساليان دراز در اطراف معابر، وتنگ نظريها عملا موجب تنگتر شدن و كج ومعوج شدن آنها گرديده است ،حال آنكه معابر اصلي خارج از محدوده هاي پرتراكم و بيرون آبادي و كوچه باغها غالبا كم زاويه و روانند.
گذر اصلي شهر ميبد كه يك محور شمالي - جنوبي است ،از دروازه جنوبي شهر يكراست تا سرچشمه قنات و از آنجا با يك پيچ به ميدان مركزي شهر (سرحوض بازار) ميرسد و سپس تا محل قديم دروازه شمال ادامه مييابد،كه در گذشته غالبا به شكل ساباط بوده است. در طول اين مسير كارگاههاي سفالگري ،بازارو بازارچه ها،دو كاروانسراي داخل شهر و بالاخره ميدانگاه مركزي و مؤسسات ديني و ديواني قرار داشته كه هنوز ازآنها آثار پراكنده اي بازمانده است.
اصولا بيشتر رفت وآمدهاي درون شهري ،مبادلات وعبور كاروانها و مراسم گروهي و مذهبي در طول اين راسته اصلي شهر انجام ميشده است. اين كاركرد از قرنها پيش تا همين اواخر مداومت داشته و هنوز هم برخي مراسم هاي سنتي (نظير هيئت سنتي ميبد) همه ساله در همين راسته قديمي شهر برگزار ميگردد.
دومين گذرگاه اصلي درون شهرستان ،درواقع يك محور شرقي - غربي است كه از دروازه "كثنوا" با پيچ و خمهاي ملايمي كه يشتر تابع شرايط طبيعي زمين است ،از ميان محلات ميگذرد و تا دروازه كوچك (KUCHOK) ادامه مييابد. اين محور در مركز شهر (سرحوض بازار) محور شمالي را قطع كرده و ميدانگاه اصلي شهررا تشكيل ميدهد. در محله كوچك اين محور با دو مسير فرعي با محوطه نارين قلعه ارتباط مييافته است.
بنابر آنچه ترسيم شد،محوطه شهرستان قديم ،عمدتا داراي دو گذر اصلي با اندانم چليپايي است. اين شكل در طرح ريزي شهرهاي قديم ايران مرسوم بوده است. اين دو محور كه چهار دروازه را به ميدان مركزي شهر قديم (محوطه مسجد جامع و حوض بازار) ارتباط ميداده است. گذرهاي اصلي و به اصطلاح اهل محل "شاهكوچه" بوده اند.كوچه هاي ديگر همه از اين دو شاهكوچه و ميدان مركزي منشعب ميشده اند
منبع:
سيماي باستاني شهر ميبد- سيدعبدالعظيم پويا-صص56-50
|