بزرگترين هنر يزدي را ميتوان " هنر زيستن " و تلاش او در خطه اي دانست كه مجموعه شرايط براي تداوم بقاء ناگوار است."هنر" تبديل "محدوديت ها" به "امكان" ، "هنر" شناخت خود ، "هنر" شناخت طبيعت ، "هنر" استخدام طبيعتي خشن و تبديل آن به محيطي باصفا ... براي زندگي و زنده ماندن. "هنري" كه با علم و فن عجين ميگردد واز "گل"، ارزانترين ، فراوانترين و در عين حال فقيرترين مصالح ، غني ترين آثار معماري را مي آفريند، كه در گستره زمين در نوع خود بي نظير است.
او دل زمين را ميكاود و با احداث قنوات ، شالوده شهر و آباديهايي را پي مي افكند كه در پهنه كوير طي قرون متمادي به حيات خود ادامه ميدهند ، به همين دليل اصلي ترين بنيان شهر (Infrastructure) و اثر تاريخي آن پديده اي است كه از ديده ها پنهان است ، وآن شبكه آبرساني زيرزميني آن است.
اصولا يزد شهري است كه بخش قابل توجهي از فضاهاي ارزشمند معماري و شهرسازي آن از ديده ها نهان مي ماند ودر دل زمين جاي دارد . فضاهايي كه معرفي آنها مستلزم امكانات و شرايط ويژه اي است كه اميد ميرود به خواست الهي در سالهايي نه چندان دور ، امكانات لازم براي انجام آن فراهم گردد.
قناتهاي شهر قديم ، استخوان بندي استقرار فضاهاي زيستي است كه بر روي آن به نحوي منطقي و معقول مستقر شده اند. بسياري از خانه ها ، مدارس علميه ، بازارها و مساجد از طريق جوب و پاكنه ،بريده ، پاياب ، گودال باغچه به قنات مربوط مي شوند. قناتها پس از تغذيه محلات مسكوني راه خود را جهت سيراب كردن اراضي شمالي ادامه مي دهند
عناصر معماري موجود با وجود تنوع داراي وحدت مي باشند وبه لحاظ منطق طراحي و ساخت ، غناي انديشه مصرف شده در آنها بگونه اي است كه با رديابي مفاهيم نهفته در آنها مي توان تصوري از مكتب معماري يزد را در ذهن مجسم ساخت.
در مكتب معماري يزد، كمتر راه حلي است كه منحصرا به يك مساله تعلق داشته باشد. معمار يزدي هميشه با يك تير چند نشان را مي زند. اين مفهوم اساسي توليد ، نشانه نبوغ و استعداد سازندگان يزدي است كه در ديگر عرصه هاي توليد نيز به ظهور مي رسد
خاكي كه به دنبال ايجاد فضاهاي زيرزميني به دست مي آيد ، توسط دستان توانمند خشت مالهابه كوچكترين عناصر ساختماني ودر عين حال اصلي ترين ، يعني خشت ، بدل ميگردد. خشت ها به مدد استادي و مهارت معماران مسلمان يزدي ، انواع پوششها و طاق ها را با دهانه هاي متنوع ايجاد مي كنند و با ذكر صلوات پس از اختتام هر رج ، پيروزي خود را جشن مي گيرند و با ياد برترين فرستاده خدا ، به درگاه حضرت باري سپاس ميگذارند ، و بدين ترتيب ذكر در مكتب معماري يزد ، به عنوان يكي از مباني آفرينش و سازندگي ، سنت تاريخي خود را در بستر زمان تحقق مي بخشد و ثابت مي كند كه رمز پايداري بنا ، نه لزوما به غناي ماده ، كه به ذهنيت آفريننده اثر و چگونگي ارتباط او با عالم معني و حضرت خالق مربوط ميشود. به همين دليل ساده انديشي است كه رمز موفقيت و دوام آثار به جامانده در خطه كوير را به مباني علمي ، فني و مهندسي محدود كنيم
در مكتب معماري يزد دور ريختن معنا و جايگاهي ندارد . از هر چيز استفاده مي شود، حتي كواره(Kevara) يعني كوزه شكسته و تكه تكه شده ،به صورت گاز در ايجاد بنا نقش سازه اي مهمي به آن واگذار مي شود.
در شگردهاي معماران اين خطه صرفه جويي در انرژي و مواد به كونو،طاق خونچه ،تيغه صندوقه و ... محدود نمي شود. آنچه را كه معمار يزدي مي سازدهيچگاه باعث تخريب محيط زيست نمي گردد . هنر و شيوه ساخت و ساز او به گونه اي است كه مرمت پذيري بنا را طي قرون متمادي ممكن مي سازد و همين امر باعث شده تا بناهاي مختلف ، طي نسل هاي متمادي ، مرمت شده و مورد استفاده قرار گيرند
در فرهنگ معماري يزد، كموا(Komva) ، يعني نخاله هاي حاصل از ساختمانهاي گلين نيز مصرف دارد و توسط كشاورزان بصير و پر تلاش يزدي ، بار ديگر وارد چرخه توليد مي شود و به عنوان مرغوب ترين خاك كشاورزي ، تولدي دوباره مي يابد. همزمان از گل كهنه باغات براي توليد خشت و ايجاد فضاي معماري استفاده مي شود.
به قول آقاي دكتر آيت الله زاده شيرازي :"... يزد يكي از نادرترين شهرهاي ايران است كه ازدواج تمدن اسلامي و تمدن ايراني به بهترين نحو درآن محقق شده و آثار باقي مانده در اين خطه شاهد اين مدعاست. ..."
|