RSS
صفحه اصلي تيتر مطالب عضويت در خبرنامه درباره ما تماس با ما English

اخلاقي‌ شوركي‌ - دفعات نمایش: 370
حجت الاسلام شيخ زكريا اخلاقي ،فرزند عباس ،به سال 1341 ش. در محله شورك ميبد، ديده به جهان هستي گشود. در شش سالگي در مكتب خانه اي واقع در زادگاهش ،قرآن را فرا گرفته و پس ازآن در تنها دبستان محله به تحصيل پرداخت.
در سال 1358 ش. به طور نيمه وقت در حوزه علميه شهرستان ميبد، تحصيل علوم ديني را آغاز كرد. يك سال بعد به شهرستان يزد رفته و مدت دو سال در مدارس "خان" و "مصلي" به تكميل ادبيات عرب پرداخت. درسال 1361 براي ادامه تحصيل راهي "قم" شد. درآنجا سطح را تمام ،و به تحصيل خارج فقه واصول و نيز فراگيري فلسفه اسلام پرداخت. سال 1375 ش به زادگاه خود بازگشته و تا زمان گردآوري اين مجموعه در مراكز حوزه اي و دانشگاهي (دانشكده علوم قرآني و دانشگاه آزاد اسلامي) شهر خود به تدريس ادبيات ،فلسفه ،منطق ،فقه و اصول مشغول ميباشد
كار شعر و شاعري را از سال 1360 خورشيدي و با سرودن سرودي به مناسبت شهادت شهيد دكتر بهشتي و يارانش آغاز كرد. در آن سالهاي نخست ،وجود شاعر بسيجي ،مرحوم رمضانعلي گلدون برايش مايه دلگرمي بود.
مشاراليه سالهايي كه در قم بود، گاهي در جلسات شعر حوزه انديشه و هنراسلامي تهران شركت مي كرد. آن جلسات با حضور شاعران برجسته انقلاب همانند حسن حسيني ،قيصر امين پور، سلمان هراتي ،نصرالله مرداني ،سهيل محمودي ،ساعد باقري و احمد عزيزي تشكيل مي شد. او از همان ابتدا با صداي يزد و نيز مجلات عروت الوثقي ،اطلاعات هفتگي ،سروش ،روزنامه هاي كيهان وجمهوري اسلامي و ... همكاري داشته است.
اخلاقي خود ميگويد: " در آغاز كار در زمينه شعر، در بسياري از قالبهاطبع آزمايي كردم ،ولي پس از گذشت سه چهار سال ،كارم را منحصر در سرودن غزل كردم. نخستين مجموعه شعرم را با عنوان "تبسم هاي شرقي" در سال 72انتشار دادم." او هم اكنون نيز سرپرستي جلسات نقد و بررسي شعر حوزه هنري و خانه جوان يزد، و نيز مسئوليت صفحات شعر "ماهنامه ميبد" و "فصلنامه ترمه" راعهده دار ميباشد.

از اوست:‌
هوا باز است‌ و صحرا تا سواد كاج‌ها رفته ‌ست
‌وعاشق‌ در شهودي‌ سبز از اين‌ منهاج‌ها رفته ‌ست‌
من‌ اين‌ پايين ‌ كمي‌ دلتنگم‌ اما، خوب‌ مي‌دانم
‌كه‌ آدم‌ در هبوط خويش‌ هم،‌ معراج‌ها رفته ‌ست‌
من ‌ آن ‌ تبعيدي‌ خاكم‌ ، كه‌ احساس‌ غريب ‌ او
هميشه ‌ تا خطاب ‌ آبي ‌ مواج‌ها ‌ رفته‌ست‌
از اين‌ پس‌ شاخه ‌ها را نوبت‌ انديشه‌ سبزي‌ست
‌كه‌ روزي ‌ در هجوم ‌ سنگي‌ تاراج‌ها رفته ‌ست‌
زمين‌، از قسمت ‌ لاهوتي‌‌اش‌ سرشار خواهد شد
تمام ‌ لحظه‌ ها بر مشرق‌ انتاج‌ ها رفته‌ ست‌
ولي‌ مردم‌ نمي‌دانند بر پيراهن ‌ اين ‌ دشت
‌چه‌ گل‌هايي‌ به‌ خواب‌ روشن‌ ديباج‌ ها رفته‌ ست‌
نمي‌دانند اين‌ پايين‌ چه‌ با فرهادها مانده‌ ست‌
نمي‌دانند آن‌ بالا ،چه‌ با حلاج‌ها رفته‌ ست‌
كجا يك ‌ زورق ‌ از تصنيف‌هاي ‌ عاشقي ‌ سرشار
به‌ سمت ‌ بيشه‌ هاي‌ نور بر مواج‌ ها رفته ‌ست‌
جهان‌ لبريز پيغام‌ است‌ ، ديشب‌ فكر مي‌كردم‌
چه‌ ابلاغي ‌ در اشراق‌ عجيب‌ كاج‌ها رفته‌ ست‌


همين‌ است‌ ابتداي سبز اوقاتي ‌ كه‌ مي‌گويند
و سرشار گل‌ است‌ آن‌ ارتفاعاتي‌ كه‌ مي‌گويند
اشارات‌ زلالي‌ از طلوع ‌ تازه‌‌ء نرگس
‌پياپي‌ مي‌وزد از سمت ‌ ميقاتي ‌ كه‌ مي‌گويند
زمين‌ در جستجو هر چند بي‌ تابانه‌ مي‌چرخد
ولي‌ پيداست ‌ ديگر آن‌ علاماتي‌ كه‌ مي‌گويند
جهان ‌ اين‌بار ديگر ايستاده‌ با تمام‌ خويش‌
كنار خيمه‌‌ء سبز ملاقاتي ‌ كه ‌ مي‌گويند
كنار جمعه‌ء‌ موعود، گل‌هاي ‌ ظهور او
يكايك‌ مي‌دمد طبق‌ رواياتي ‌ كه ‌ مي‌گويند
كنون‌ از انتهاي ‌ دشتهاي ‌ شرق ‌ مي‌آيد
صداي‌ آخرين ‌ بند مناجاتي كه ‌ مي‌گويند
و خاك، اين‌ خاك‌ شاعر،آسماني‌ مي‌شود كم‌ كم
‌در استقبال‌ آن‌ عاشقترين‌ ذاتي‌ كه‌ مي‌گويند
وفردابي‌گمان‌ اين‌ سمت‌ عالم‌ روي‌ خواهد داد
سرانجام‌ عجيب ‌ اتفاقاتي‌ كه ‌ مي‌گويند
منبع
تذكره مشاهير ميبد- محمدكارگر شوركي
30 بهمن 1385 7:17 بعدازظهر

ارسال دیدگاه:
نام:
ایمیل یا سایت:





مشخصات من را نگه دار  |  مشخصات من را از یاد ببر

مرکز پژوهش‌هاي فنآوري اطلاعات و ارتباطات ميبد ©1380-1386