ساختار شهر ميبد
ميبد نيز همانند شهرهاي كهن ايراني داراي سه بخش ارگ (كهندژ)، شارستان و ربض يا بيرونه ميباشد.
كهندژِ
كهندژِ نارين قلعه بر روي تپهاي مرتفع، مسلط بر محدوده پيرامون خود نارين قلعه بر روي تپهاي مرتفع، مسلط بر محدوده پيرامون خود كهندژِ نارين قلعه بر بالاي مرتفعترين پشتة گلي شهر، به ارتفاع 25 متر در جوار تراس طبيعي زمين و به صورت دماغهاي پيش آمده ميباشد. موقعيت استراتژيك آن به گونهايست كه بر تمامي آباديهاي ميبد اشراف داشته و در واقع بام شهر ميباشد.

شارستان شارستان ميبد و چهار دروازه آن
شارستان
ميبد امروزي به واسطه گسترش و توسعه آباديهاي كوچك قديمي و به هم پيوستن آنها به يكديگر تشكيل مجموعهاي به ظاهر واحد داده است. اما در گذشته شارستان ميبد يا ميبد مركزي در داخل مجموعهاي مستحكم و محصور با برج و باروها و خندق و استحكامات دفاعي و امنيتي عظيمي قرار گرفته بوده است .
شارستان ميبد كه در كرانههاي جنوبي شهر و در كنار شاهراه باستاني ري به كرمان واقع شده است، داراي سه محله بوده كه هر يك در شهر، مكان ويژهاي را به خود اختصاص داده است . هر محله ميدان و مركز كوچكي دارد كه همگي به سوي راسته بازار و ميدان مركزي و مسجد جامع شهر متمركز شدهاند .
محله بالا كه بر زمينهاي مرتفع قرار گرفته، مجموعهاي پر تراكم و داراي بافتي فشرده ميباشد . بازار اصلي شهر كه قلب اقتصادي آن بوده در محله بالا واقع و جماعت سفالگران ميبدي به همراه كارگاههايشان ساكنين اين محله ميباشند .
محله پائين بر بستري هموارتر و در امتداد قنات خارزار و كثنوا واقع ميباشد. دسترسيها و شالوده اصلي شهر، در امتداد دو شاه كوچه شمالي ـ جنوبي و شرقي - غربي، با چهار دروازه بر ابتدا و انتهاي آنها ميباشد كه در ميدان مركزي جلوي مسجد به هم تلاقي ميكنند . مسجد جامع بزرگترين كانون حيات مذهبي و اجتماعي شهر بوده است . هيأت امروزي مسجد مظفريست ولي بنابر پژوهشهاي انجام شده توسط پايگاه پژوهشي ميبد، اجزاء و عناصر معماري بسيار قديميتر آن، متعلق به قرون اوليه هجري بوده و نطفههاي مسجد قرون اوليه اسلامي در آن يافت شده است.
محله كوچُك در گوشه شرقي شارستان و در بخشهاي شمالي ارگ نارينقلعه واقع شده و محل زندگي كشاورزان، دهقانان و بزرگان ميبد بوده است. ساختار كلي حاكم بر آن داراي تراكم بسيار كم بوده و اين بخش در داخل باغات و بخشهاي مزروعي شكل گرفته و اكثر منازل كوچُك بصورت خانه باغ ميباشند. تمامي دسترسيها كاملاً تابع توپوگرافي و مكمل آن آب، شكل گرفته است .معابر عمدتاً باريك و پر پيچ و خماند كه بخشهاي زيادي از آنها سرپوشيده و مسقّف ( ساباط )ساخته شده و سايه و روشن دلچسبي را براي هر گذرندهاي به ارمغان ميآورند . گذرها بسيار تنگند، از اينرو عبور از آنها و رسيدن به فضاي باز ميدان هيجانانگيز است . ميدان و حسينيهها با ريتم موزون و طاقبنديهاي اطراف و برجسته و ممتاز شدن بدنة رو به قبلة آن، يك فضاي باز و وسيع رو به آسمان لايتناهي ميباشند . اين ميادين به عنوان فضاي زندگي بيروني شهر محسوب شده، گويي حياطهاي مركزي بخشهاي مختلف ساختار شهرند.
ربض ( بيرونه )
چنانچه گفته شد ميبد امروزي شهري متشكل از محلات است، كه در گذشته، قسمت اعظم اين محلا ت در ربض شهر قرار داشته است . اما امروزه به واسطه گسترش و توسعه آباديهاي كوچك قديمي در لبهها و بخشهاي كشاورزي خود، و به هم پيوستن آنها به يكديگر، مجموعهاي واحد تشكيل شده است و محلات قديمي در لابهلاي ساختوسازها و توسعههاي جديد بصورت جزيرههاي شهري در آمده است .
اين محلات هفدهگانه كه هر كدام داراي ويژگي خاصي ميباشند، در گذشته واحدهاي مستقل به لحاظ اقتصادي و وابسته به شارستان ميبد به لحاظ اداري و سياسي بودهاند . اما در عينحال روابط متقابلي با خودشان داشتند. اين محلهها اگر چه به لحاظ حوضه جغرافيايي مسافت قابل توجهي با يكديگر نداشتند اما به لحاظ پيشه، مذهب و حتي گويش تفاوتهاي محسوسي ميان آنها به چشم ميخورد. قدمت برخي از اين محلات مانند بيده و بارجين به دوران پيش از اسلام و برخي ديگر مانند مهرآباد و حسنآباد به دوران قاجار ميرسد اين محلهها، ضمن وابستگي سياسي به شارستان ميبد داراي واحدهاي اقتصادي، اجتماعي مسنجمي نظير : بازار، ميدان، قلعه، مسجد جامع و ... بودهاند.
برخي از اين آباديها بر گرد خود داراي حصار و دروازههايي نيز بودهاند و بعضي ديگر به صورت مجموعه متراكمي از اماكن، در اطراف مظهر يك يا چند قنات شكل گرفته و كشتزارها و باغات آن به منزله حصار و حفاظ آبادي عمل ميكرده اند. نزديكترين بيرونه يعني بشنيغان، درست در پشت حصار شمالي شارستان واقع شده و محلههاي ديگر نيز در بخشهاي شمال شرقي و شمال غربي شهر قرار دارند و حدود 10 كيلومتر به سمت شمال امتداد مييابند . اين محلات توسط پايگاه پژوهشي ميبد به صورت مستقل در حال مطالعه، شناسايي و مستند سازي جهت ثبت در فهرست آثار ملي ميباشند.